تبليغاتX
مرگ آرزو ها

تولد

تولدم مبارک

 

امروز روز تولدمه این روز را به خودم تبریک میگم


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 10:58 موضوع | لینک ثابت


یاد مرگ

یاد مرگ باعث میشود مغرور نباشیم چراکه میدانیم آخر کارمان جنازه ای بدبوست(حدیثی از حضرت علی)

یاد مرگ باعث میشود که به فساد و ظلم نیفتیم زیرا میدانیم که روزی فرصت تمام میشود باید بابت اعمالمان پاسخ بگوییم.


یاد مرگ باعث میشود به دنبال هوای نفس نیفتیم زیرا میدانیم تمام شیرینیهای دنیا را اینجا خواهیم گذاشتم و خود خواهیم رفت.


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت


زندگی دو چیز به من آموخت

زندگی دو چیز به من آموخت  : آرزوی مرگ و مرگ آرزوها

به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن


به جای سیل اشکی که فردا بر قبرم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن


به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با پیام کوچکی شادم کن


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 19:18 موضوع | لینک ثابت


اگه خودکشی گناه نبود تورو می کشتم


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت


خسته ام


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت


خودکشی


دمش گرم ، به این می گن  خودکشی
خیلی وقتها به خودکشی فکر کردیم.

به اینکه با این کار از اطرافیانمون انتقام بگیریم .

خیلی وقتها ، به خودمون گفتیم ، یا تو رویامون ، تصور کردیم ، بعد از خودکشیمون ، چه سرو صدایی می شه ، همه می زنن تو سرشون که ای دل غافل ، نفهمیدیم و .....

اما بعدش یواش یواش به این فکر می افتیم که ، بالاخره همه سرد می شن و ذره ذره از یادشون می ره که همچین آدمی هم وجود داشته.

هر چی فکر می کنم می بینم ، تمام این رویاها در باره ی خودکشی، به واقعیت تبدیل شده .

در حالی که در مورد کمتر کسی به واقعیت می پیونده .

داریم به روزهای آخر نزدیک می شیم ، . می تونی حدس بزنی بعد از اینکه تونستی ببینی ، چه اتفاقی برات میوفته ؟......

 


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 20:19 موضوع | لینک ثابت


برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 20:14 موضوع | لینک ثابت


روز مادر

ميلاد حضرت

                 فاطمه زهرا (س)

                                             و روز مادر مبارک

 

 

 

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.


 

نوشته شده توسط مرتضی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

             ایام سوگواری

فاطمیه

               را بر تمامی شیعیان تسلیت باد


 

نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 14:3 موضوع | لینک ثابت


برای تو؟

برای تو مینویسم

 

برای تویی که برایم عزیزترینی

 


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 1:49 موضوع | لینک ثابت


عشق به شکل پرواز پرنده است.

عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما کشنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
اما اون که مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو که معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن دليل آخرينم باش
من آن من بذر فرياد خاک خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغازه راه قصه بوده
من راهي شدم نگو که زوده
اون کسي که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو که زوده
اما اون که عاشقونه جوون سپرده هرگز نمرده

 


 

نوشته شده توسط مرتضی در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 16:41 موضوع | لینک ثابت


روی تخته سنگی نوشته شده بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟من هم زیر آن نوشتم:باید صبر کند.برای بار دوم که از آنجا رد شدم زیر نوشته من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بی حوصلگی نوشتم:بمیره بهتره.برای بار سوم از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده دیدم............


 

نوشته شده توسط مرتضی در دوشنبه دهم فروردین 1388 ساعت 0:23 موضوع | لینک ثابت


هميشه اجازه بده اول رئيست صحبت كنه!

يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپديد ميشه ...
 بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من !
من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…
مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتيجه : هميشه اجازه بده که اول رئيست صحبت کنه !


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت 19:57 موضوع | لینک ثابت


دلتنگي

زندگي در گرو خاطره‌هاست،         خاطره در گرو فاصله‌هاست،

 فاصله تلخ‌ترين خاطره‌هاست.

 ---------------------------------------------------------------------

در چنين قرني كه دانش حاكم است،

                      عشق را از صحنه دور انداختن،

                                                             ديوانگي است.

                                                            درماندگي است.

                                                           شرمندگي است.

فكرها را شستشويي لازم است،

        گم شديم گر در ميان خويشتن، جستجويي لازم است،

                                                                  نازنين ها ،

                                 از سياهي تا سپيدي را سفر بايد كرد.

 

                                           

بدترين شكل دلتنگي براي كسي

        آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

 

 

زندگي افسانه‌ي افسانه‌هاست،

                                          هر كه دل بست به‌ آن

                                                                       ديوانه‌ي ديوانه‌هاست.


 

نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت


من وتو درکنار هم خواهیم ماند......


 

نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت


سلام دوستان

سلام بر دوستان گلم برای هر مزاحمتی که برای تک تک شما ایجاد کرده ام یه عذر خواهی اندازی دنیا بدهکارم منو ببخشید که ازارتون دادم و از تمام دوستانی که تو این مدت منو تنها نزاشتن سپاسگذارم قصد آپ کردن نداشتم چون حوصله نوشتن ندارم ولی انگار یه جورایی مجبورم اگه این پست رو کامل خوندی برو نظر بده
راستی قرار نیست که خبرتون کنم تا بیاین این آلاچیق مال خودتونه


 

نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 12:59 موضوع | لینک ثابت


تبسم

چه قدر نگاهت معصومانه میشد در خیالم

 

 وقتی چیزی راطلب می کردی!!

 

راستی ای همه دنیای من...

 

بگو به من چه برایت کم گذاشتم که این گونه مرا ترک کردی؟؟

 

به من بگو چرا مرا در جاده ی بی همسفر زمان تنها گذاشتی؟؟

 

وهیچ فکر نکردی که شاید دلم برایت تنگ شود...

 

برای شیطنت هایت...برای ان دل پاک و پر دردت...

 

برای خند ه هایت...

 

به من بگو...چند فرسنگ با تو فاصله دارم...

 

چه قدر تا ان دلخوشی های ساده راهست؟؟

 

چه شد که فریب خورشید را خوردی و مهتاب را فراموش کردی...

 

چه شد که فراموش کردی که رنگین کمان در اسمان چشم به راهت است!!

 

ای کاش در دفتر زمان خاطره نمی شدی!!        

 

 

 م .س.

۱.تواین نوشته هام مخاطبم کسی نیست!!

 

۲.دیروز خود راتماما به اینه سپردم...

 

وامروز در اغاز راهم!!

 

راه درازیست اما روزی میرسم...

 

من به کفش هایم و چراغ جاده ایمان دارم


 

نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت


خونه آرزو

خونه ی آرزوها

جملاتی مثل : ببین چقدر دوست دارم                                                   

یا کلام صمیمانه ی : من در کنار تو هستم !

اینهاست که به زندگی ارزش جنگیدن می دهد !

زندگی حرکت است وصعود . تسلیم است و ایثار .

تنها چیزی است که به آن نیاز داری

خونه ی آرزوهاتو می سازه

رویاهاتو به حقیقت منتهی می کنه ! آن گاه نو خواهی شد ، که کهنه را سراسر رها کنی ،

نباید در همانی که بوده ای ، بمانی .

همیشه راه دیگری به سوی آگاهی پیش روی توست . بروی ، ببال و دگرگون شو .

مهم نیست مثل دوستت خوش قیافه نیستی  ، اصلاً اهمیتی نداری که اون ماشین داره تو نداری

عوضش تو یه چیز دیگه ای داری !

تو داری درست زندگی می کنی ، خودتو باور داری ، برا خودت یه خونه ی آرزو داری !

یه خدایی داری که تو خونت تنهات نمی ذاره ، در و دیوار خونه ی صورتیت با محبت صیقل داده شده .

هر روز یه فرصته جدیده ؟ الانم دیر نیست غم و غصه ها رو بریز دور ، اصلاً همه رو دفن کن .

از نو شروع کن

فکر کن تازه متولد شدی ...)


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت


اگه؟...

اگه میگم دوست دارم خیال نکن یه عادته

دوست داشتن تو نازنین برام مثه عبادته

اگه میگم دوست دارم تو تک تک ثانیه هام

میخوام بدونی جونمی جز تو کسی رو نمیخوام


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


اولین...

اولين اعتراف عاشقانه ...

اولين بار

كه بخواهم بگويم دوستت دارم خيلي سخت است

تب مي كنم

عرق مي كنم

مي لرزم

جان مي دهم

هزاربار مي ميرم وزنده مي شوم دوباره

پيش چشمهاي تو

تابگويم: دوستت دارم

اولين باركه بخواهم بگويم

دوستت دارم

خيلي سخت است

اما

آخرين بار آن سخت تراست

وامروز

مي خواهم براي آخرين باربگويم دوستت دارم

وبعد راهم رابگيرم و بروم...

چون تازه فهميده ام

كه تو هرگزدوستم نداشتي ...


 

نوشته شده توسط مرتضی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت


خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

Bahar-20

كد پرواز پرندگان